تبلیغات
لحظات زیبا ... برای کسانیکه میخواهند زیبا زندگی کنند !

بیاید به هم کمک کنیم زندگی زیباتری داشته باشیم








تاریخ:سه شنبه 27 دی 1390-05:02 ب.ظ

نویسنده :مجید ت

لحظات زیبا





ارتباط با من از طریق یاهو

سلام دوست من :
حالا که لطف کردیو پا گذاشتی تو لحظات زیبا، واسه یه دقیقه هم که شده نا امیدی رو کنار بزار.اگه ناراحتی بی خیال غصه هات شو ... اگه خوشحالی بیشتر بخند.اگه خیلی وقته از خدا سراغی نگرفتی الان بهش بگو دوسش داری.اگه یه کاری تو زندگی کردی و بابتش ناراحتی، نگران نباش. همینجا تصمیم بگیر جبران کنی.واسه یه دقیقه هم که شده سعی کن بخندی حتی اگه لبخندات زورکیه. اگه گذاشته و رفته بی خیالش شو چون لیاقتت رو نداشته.کی میخوای اینو باور کنی ؟ الان بهترین موقع س.و اگه خیلی وقته به خدا نگفتی : خدایا ظهور امام زمان رو نزدیک کن.الان بگو : "اللهم عجل لولیک الفرج". میدونم تو هم مثل من دلت از همه چی پره. از همه چی خسته شدی.این بهترین دعاس.پس بیا با هم دیگه دعا کنیم :
"اللهم عجل لولیک الفرج" و با امید به عشق ایران  به زندگیمون ادامه بدیم.

هر جا ازش بخوای کمکت میکنه.فقط کافیه باور کنی اون بهترین دوستته 
 اللهم عجل لولیک الفرج 
 

تــــــــــــو کـــــــوچــه هـــــــــا 
نمیشه بی تو پــــرسه زد
نشـــــــونیتو ...
نمـــــیــده هیچ کسی به من 
کـــجا برم ؟! چرا نمیرسم به تـــــو 
کجـــــایی پس ؟! 
چـــرا نمــیـــرسی به من ...  


نوع مطلب : حرفای گفتنی 

تاریخ:سه شنبه 26 اردیبهشت 1391-12:26 ب.ظ

نویسنده :مجید ت

دو راهی





گم شدم میون دنیا 
بین این همه دو راهی 
نه یه لبخند عمیقی
نه حتی یه تکیه گاهی

با یه قلبی که گرفته 
بی بهونه سرد و تاره 
تو یه زندون که همیشه 
در و پنجره نداره 


با یه شمع نیمه جون که 
خسته از طلوع نوره 
با یه کاغذ و قلم که 
پر از حرف سوت و کوره

یه پروانه که اسیره 
تو دل سیاه و تارش
تو هوای سرد و سنگیش
داره میشکنه دو بالش


یه تبعیدی توی غربت 
تو شبای بی ستاره
یه مجرم که واسه برگشت 
دیگه هیچ راهی نداره

یه غریب و یه غریبه
تو ایستگاه بی کسی ها 
یه دل پر از سکوتم 
خسته از دلواپسی ها 

یه ابری که واسه بغضش 
راهی جز گریه نداره 
یه بیابون توی حسرت 
که شاید بارون بباره 


شاعر : خودم 


نوع مطلب : زمزمه ی ترانه ها 

تاریخ:یکشنبه 3 اردیبهشت 1391-09:58 ق.ظ

نویسنده :مجید ت

...

بچه ها احتمال اینکه من حالا حالا ها وبلاگم رو آپ نکنم خیلی زیاده، و احتمال زیادترش اینه که نتونم بهتون سر بزنم. 

از تمام دوستانی که واسم کامنت گذاشتن ممنونم، اگه بهتون سر نزدم منو ببخشید، بزارید پا حساب مشغله هایی که واسم پیش اومده. 


تاریخ:جمعه 18 فروردین 1391-11:57 ق.ظ

نویسنده :مجید ت

یــکــــــــــ ســــــــــال


هر ثانیه هر جا

دنبال تو هستم

هر لحظه میبینم

دستاتو رو دستم

 

اینجا کنار عشق

با این دل خونم

با خاطرات تو

داغون داغونم

 

یک سال با قلبم

با این دل سردم

با یک نگات یک عمر

من عاشقی کردم

 

یک ساله با عشقت

در به در و کیشم

با این دل غمگین

دلتنگ تو میشم

 

یک ساله چشمامو

به هر گلی بستم

هر روز و هر شب من

دلواپست هستم

 

از تو نشونی نیس

جز تو دل و قلبم

این دل تو رو میخواد

هر ثانیه هر دم

 

یکساله که چشمات

خورشید شبهامه

یکساله که یادت

هرجایی باهامه

 

یکسال گذشت بازم

تو خاطرم هستی

یکساله قلبم رو

رو به همه بستی



شعر از مجید توکلی 



نوع مطلب : زمزمه ی ترانه ها 

تاریخ:سه شنبه 15 فروردین 1391-09:16 ب.ظ

نویسنده :مجید ت

اولین پست سال 91



سلام به همه ی دوستان گلم 
امیدوارم تعطیلات نوروزی بهتون خوش گذشته باشه.
اینم اولین پست من تو سال 91.
فک کنم حدود یه ماهی غیبت داشتم .
ممنون از تمام دوستانی که به وبلاگم سر زدن و نظر گذاشتن.
این مدت من نبودم، پس اگه دیدید وبتون رو آپ کردید و من نیومدم به خاطر همین بود. 
خوشخبتانه امسال واقعا نوروز خوبی داشتم، کنار پسرخاله های خیلی عزیزم و فامیل های دوست داشتنیم 
تعطیلات رو بیشتر تو کاشان گذروندم، رفتیم خانه ی طباطباییا و باغ فین و ...
جاتون خالی. 
بقیه رو هم بیدگل و تهران بودم. 
خیلی خوش گذشت.
امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه و امسال یکی از بهترین سال های زندگیتون باشه.
سال 90 تو یه جمع بندی برای من سال زیاد خوبی نبود، نکات منفیش خیلی بیشتر از مثبتاش بود اما امیدوارم امسال سال خیلی خوبی واسم باشه با برنامه هایی که در پیش دارم 
به زودی به همه تون سر میزنم. 



نوع مطلب : حرفای گفتنی 

تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-12:17 ق.ظ

نویسنده :مجید ت

سال نو مبارک ...





نوع مطلب : حرفای گفتنی 



  • تعداد صفحات :22
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...